مجله رشد محصولمحور
چطور مدیر محصول شویم؟ راهنمای جامع مسیر مدیریت محصول از ابتدا تا ارشد شدن
اگر چند وقت است به شغل مدیریت محصول فکر میکنی، احتمالاً با یک عالمه سؤال مواجه شدی:
- از کجا باید شروع کنم؟
- آیا باید برنامهنویسی بلد باشم؟
- مدرک MBA لازم دارم؟
- چه ابزارهایی را باید یاد بگیرم؟
- Product Owner با Product Manager چه فرقی دارد؟
- چطور اولین تجربهی واقعیام را به دست بیاورم؟
- و اصلاً چطور میتوانم روزی به یک مدیرمحصول ارشد تبدیل بشم؟
اگر دنبال یک جواب کوتاه باشی، جواب من این است:
مدیر محصول شدن با یاد گرفتن چند ابزار و حفظ کردن چند Framework اتفاق نمیافتد؛ با یاد گرفتن «حل مسئله» اتفاق میافتد.
مدیر محصول کسی نیست که فقط امکانات جدید تعریف کند، جلسه برگزار کند یا مسیر محصول را بسازد. در عمل، یک مدیرمحصول باید بتواند یک مسئلهی واقعی را پیدا کند، بفهمد چرا مهم است، راهحل مناسب را پیدا کند، تیم را برای ساخت آن همراستا کند و بعد از انتشار بفهمد آیا واقعاً اتفاق خوبی افتاده یا نه!
به همین دلیل، مسیر تبدیل شدن به یک مدیر محصول حرفهای بیشتر از اینکه یک لیست دوره و مدرک باشد، یک مسیر توسعهی مهارت و تجربه است.
در این راهنما میخواهم همین مسیر را قدمبهقدم با هم طی کنیم؛ از جایی که هنوز نمیدانی مدیریت محصول دقیقاً چیست، تا جایی که بتوانی برای نقشهای مدیرمحصول باتجربه آماده شوی.
فهرست مسیر
- Product Management چیست؟
- مدیر محصول دقیقاً چه کاری انجام میدهد؟
- آیا شغل Product Manager برای من مناسب است؟
- برای مدیر محصول شدن چه مهارتهایی لازم است؟
- آیا برای Product Manager شدن باید برنامهنویسی بلد باشیم؟
- مسیر یادگیری Product Management از صفر
- مرحله اول: Product Thinking
- مرحله دوم: User Research و کشف مسئله
- مرحله سوم: Product Strategy و Prioritization
- مرحله چهارم: Roadmap و برنامهریزی محصول
- مرحله پنجم: PRD، User Story و مستندسازی
- مرحله ششم: همکاری با Design و Engineering
- مرحله هفتم: Product Analytics و تصمیمگیری مبتنی بر داده
- مرحله هشتم: Launch و بهبود محصول
- مرحله نهم: ساخت تجربهی واقعی و Portfolio
- چگونه اولین شغل Product Manager را پیدا کنیم؟
- چطور از PM به Senior PM برسیم؟
- اشتباهات رایج در مسیر مدیر محصول شدن
- نقشه راه نهایی مدیر محصول شدن
- جمعبندی
مدیریت محصول یا Product Management چیست؟
بیایید خیلی ساده شروع کنیم.
مدیریت محصول یعنی هدایت یک محصول در مسیر حل یک مسئلهی واقعی برای کاربر و ایجاد ارزش برای کسبوکار.
یک مدیرمحصول باید دائماً بین چند دنیای متفاوت ارتباط برقرار کند:
کاربر + کسبوکار + تکنولوژی + طراحی
از یک طرف باید بفهمد کاربر چه مشکلی دارد.
از طرف دیگر باید بداند این مشکل چقدر برای کسبوکار اهمیت دارد.
باید بتواند با تیم طراحی دربارهی تجربهی کاربر صحبت کند.
و در نهایت باید آنقدر از تکنولوژی بداند که بتواند با تیم توسعه یا برنامه نویسان، دربارهی امکانپذیری، محدودیتها و تعادل بین امکانات و زمان، گفتوگوی واقعی داشته باشد.
به همین دلیل، مدیریت محصول را نمیتوان فقط یک شغل مدیریتی دانست.
اتفاقاً بخش بزرگی از کار مدیر محصول، تصمیمگیری در شرایطی است که جواب قطعی وجود ندارد.
مدیر محصول دقیقاً چه کاری انجام میدهد؟
این یکی از مهمترین سؤالهاست.
چون تصویر رایجی که از Product Manager وجود دارد، کمی گمراهکننده است.
بعضیها فکر میکنند مدیرمحصول کسی است که:
- امکان جدید تعریف میکند
- وظایف تیم را مینویسد
- جلسه برگزار میکند
- وظایف تیم یا ابزار آن را مدیریت میکند
- مسیر توسعه میسازد
اما اینها فقط بخشی از کار هستند.
یک مدیر محصول حرفهای باید بتواند از Problem Discovery تا Post-Launch Analysis را ببیند.
یعنی:
این چرخه تمام نمیشود.
چون محصول خوب چیزی نیست که یک روز «تمام» شود.
محصول دائماً در حال یادگیری و تغییر است.
در منابع حرفهای مدیریت محصول نیز همین نگاه End-to-End دیده میشود؛ از تعریف چهارچوب و استراتژی تا مسیر رسیدن به آن و همکاری بین تیمی و اندازهگیری نتایج پس از انتشار هر نسخه!
آیا شغل Product Manager برای شما مناسب است؟
قبل از اینکه وارد این مسیر شوید، یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا اصلاً از جنس این کار لذت میبرید؟
اگر از حل کردن مسئلههای مبهم لذت میبری، احتمالاً Product Management میتواند برایت جذاب باشد.
اگر دوست داری بفهمی:
«چرا کاربران این کار را انجام نمیدهند؟»
یا:
«اگر فقط یکی از این پنج قابلیت را بسازیم، کدام بیشترین تأثیر را دارد؟»
یا:
«چطور بفهمیم چیزی که ساختیم واقعاً ارزش ایجاد کرده؟»
احتمالاً ذهنیت مناسبی برای Product Management داری.
اما اگر دنبال کاری هستی که در آن همیشه دستورالعمل مشخصی وجود داشته باشد و دقیقاً بدانی قدم بعدی چیست، احتمالاً Product Management گاهی حسابی اذیتت میکند!
چون یکی از ویژگیهای اصلی این شغل، Ambiguity یا ابهام است.
برای مدیر محصول شدن چه مهارتهایی لازم است؟
من مهارتهای Product Manager را در چند دستهی اصلی میبینم.
۱. Product Thinking یا تفکر محصول محور
باید یاد بگیری به جای امکانات جدید، به مشکل فکر کنی.
کاربر نگفته:
«من یک دکمهی آبی جدید میخواهم.»
کاربر یک مشکل دارد.
وظیفهی مدیرمحصول این است که پشت درخواست را ببیند.
۲. User Research
باید بتوانی با کاربران صحبت کنی، سؤال درست بپرسی، رفتارشان را مشاهده کنی و از بین اطلاعات پراکنده به Insight برسی.
مصاحبهی کاربر فقط «نظرخواهی» نیست.
قرار نیست بپرسی:
«اگر این قابلیت را بسازیم استفاده میکنی؟»
و بعد جواب را وارد Roadmap کنی.
باید یاد بگیری رفتار، انگیزه، مشکل و Context کاربر را کشف کنی.
۳. Product Strategy
باید بتوانی جواب بدهی:
- کجا هستیم؟
- به کجا میخواهیم برسیم؟
- چرا؟
- و قرار است از چه مسیری برویم؟
Strategy یعنی فقط فهرست کردن اهداف نیست.
یعنی انتخاب کردن، و انتخاب یعنی قبول کنیم که نمیتوانیم همهچیز را همزمان انجام دهیم.
۴. Prioritization
یکی از سختترین قسمتهای کار PM همین است.
همه چیز مهم است.
- تیم Sales یک درخواست دارد.
- Marketing یک Feature میخواهد.
- CEO یک ایده دارد.
- کاربران هم مشکلات خودشان را دارند.
- Engineering هم چند Technical Debt مهم دارد.
حالا سؤال این است:
اول کدام را انجام بدهیم؟
اینجاست که Frameworkهایی مثل RICE، MoSCoW، Kano و روشهای Opportunity Sizing به کمک میآیند؛ اما Framework قرار نیست جای فکر کردن را بگیرد.
۵. Roadmapping
Roadmap قرار نیست یک تقویم تزئینشده از Featureها باشد!
یک Roadmap خوب باید نشان دهد:
چه چیزی را میخواهیم حل کنیم، چرا اهمیت دارد و چگونه قرار است به هدف محصول نزدیک شویم.
بهخصوص هرچه Seniorتر میشی، Roadmap کمتر دربارهی «تسک» و بیشتر دربارهی Outcome صحبت میکند.
۶. Writing & Documentation
یک PM باید بتواند خوب بنویسد.
واقعاً خووووب!
مثلا PRD، Product Brief، User Story، Acceptance Criteria، Strategy Document، Decision Log و حتی یک پیام ساده به تیم، همه بخشی از ابزارهای فکری PM هستند.
نوشتن خوب فقط برای مستندسازی نیست.
نوشتن خوب به شفاف فکر کردن کمک میکند.
۷. Communication & Stakeholder Management
این یکی از مهارتهایی است که معمولاً دستکم گرفته میشود.
تو باید بتوانی با:
- Developer
- Designer
- CEO
- Marketing
- Sales
- Customer Support
- Legal
- Data Team
صحبت کنی.
اما نکته اینجاست:
قرار نیست با همه به یک زبان صحبت کنی!
یک Engineer ممکن است دربارهی Architecture و Technical Constraint صحبت کند.
CEO دربارهی Business Impact سؤال کند.
کاربر دربارهی Pain Point حرف بزند.
و وظیفهی مدیرمحصول این است که این دنیاها را به هم وصل کند.
۸. Data & Product Analytics
یک PM حرفهای نباید فقط بگوید:
«فکر میکنم کاربران این قابلیت را دوست دارند.»
باید بتواند بپرسد:
از کجا مطمئن شویم؟
اینجاست که Metrics وارد بازی میشوند.
باید با مفاهیمی مثل:
- Activation
- Conversion
- Retention
- Engagement
- Churn
- Funnel
- DAU / MAU
- Feature Adoption
- Revenue Metrics
آشنا باشی.
اما باز هم یک دام وجود دارد:
Data زیاد ≠ تصمیم خوب
گاهی یک عدد ساده، اگر سؤال درستی پشت آن باشد، از دهها Dashboard ارزشمندتر است.
۹. Technical Literacy
خبر خوب:
برای Product Manager شدن لازم نیست Developer باشی.
اما خبر مهمتر:
باید Technology را بفهمی.
لازم نیست بتوانی یک Backend کامل بسازی.
ولی باید بفهمی:
- API چیست.
- Database چه نقشی دارد.
- Frontend و Backend چطور با هم ارتباط دارند.
- Authentication چگونه کار میکند.
- سیستمها چه محدودیتهایی دارند.
- Deployment چیست.
- و چرا بعضی تغییرات ساده در ظاهر، ممکن است از نظر فنی بسیار پیچیده باشند.
این دانش باعث میشود با تیم Engineering بهتر تصمیم بگیری؛ نه اینکه بخواهی جای Engineer تصمیم فنی بگیری!
نقشه راه مدیر محصول شدن از صفر
حالا برسیم به بخش اصلی.
اگر امروز از صفر شروع میکردم، مسیر را اینطور میچیدم:
مرحله ۱ — Product Thinking
اول باید بفهمی محصول چیست، ارزش چیست، Problem چیست و Product Manager دقیقاً چه نقشی دارد.
هدف: تغییر زاویه دید از Feature به Problem و Outcome.
مرحله ۲ — User Research
- شروع کن به صحبت کردن با کاربران.
- مصاحبه انجام بده.
- Feedback بخوان.
- Reviewها را تحلیل کن.
- Customer Support Tickets را بررسی کن.
- رفتار کاربران را ببین.
هدف: یاد بگیری قبل از ساختن، بفهمی.
مرحله ۳ — Product Strategy
یاد بگیر:
- Vision چیست؟
- Product Strategy چیست؟
- Goal چیست؟
- OKR چیست؟
- North Star Metric چیست؟
- Opportunity چیست؟
- چگونه بازار و رقبا را تحلیل کنیم؟
هدف: بفهمی چرا یک محصول باید چیزی را بسازد.
مرحله ۴ — Prioritization & Roadmap
حالا یاد بگیر چطور بین دهها فرصت تصمیم بگیری.
Frameworkهای مختلف را بشناس، اما به Framework وابسته نشو.
هدف: بتوانی از یک تصمیم محصول دفاع کنی.
مرحله ۵ — PRD & Product Documentation
- شروع کن به نوشتن.
- برای یک Feature واقعی PRD بنویس.
- Problem Statement بنویس.
- User Story بنویس.
- Acceptance Criteria تعریف کن.
- Edge Caseها را پیدا کن.
هدف: بتوانی ایده را به یک Specification قابل اجرا تبدیل کنی.
مرحله ۶ — Design & Engineering
- با یک Designer کار کن.
- با یک Developer کار کن.
- یک Feature را از Problem تا Prototype و Development دنبال کن.
اینجا تازه متوجه میشوی Product Management در دنیای واقعی چقدر با تئوری فرق دارد!
مرحله ۷ — Data
- یک محصول واقعی را انتخاب کن.
- Funnel آن را تحلیل کن.
- Metrics تعریف کن.
- یک Dashboard ساده بساز.
- حتی SQL مقدماتی یاد بگیر.
هدف: بتوانی برای سؤالهای محصول، بخشی از جوابها را خودت از داده استخراج کنی.
مرحله ۸ — Launch
یک قابلیت یا محصول کوچک را واقعاً منتشر کن.
قبل از انتشار:
- چه کسی قرار است استفاده کند؟
- چه چیزی باید آماده باشد؟
- Success Metric چیست؟
- چه ریسکی داریم؟
- Feedback را چطور جمع میکنیم؟
بعد از انتشار:
چه چیزی یاد گرفتیم؟
تجربه مهمتر از مدرک است
یکی از سؤالهای رایج این است:
آیا برای Product Manager شدن باید مدرک خاصی داشته باشم؟
- مدرک میتواند مفید باشد.
- دوره هم میتواند مفید باشد.
- کتاب هم میتواند مفید باشد.
اما هیچکدام جای Evidence of Work را نمیگیرند.
اگر بگویی:
«من Product Management بلدم.»
خیلی خوب.
اما اگر نشان بدهی:
«این محصول را بررسی کردم، با ۱۰ کاربر صحبت کردم، Problem را پیدا کردم، Opportunityها را اولویتبندی کردم، PRD نوشتم، Prototype ساختم، Metrics تعریف کردم و بعد از Launch نتایج را تحلیل کردم.»
دیگر فقط دربارهی دانش حرف نمیزنی.
داری شواهد تواناییات را نشان میدهی!
اگر تجربه نداریم، چطور Portfolio بسازیم؟
لازم نیست حتماً در یک شرکت بزرگ Product Manager بوده باشی.
میتوانی یک محصول موجود را انتخاب کنی و یک Product Case Study واقعی برای آن بسازی.
مثلاً:
پروژه فرضی
فرض کن میخواهی تجربهی ثبتنام یک اپلیکیشن را بهتر کنی.
شروع کن با:
Problem
کاربران زیادی ثبتنام را نیمهکاره رها میکنند.
↓
Research
بررسی Feedback و رفتار کاربران
↓
Hypothesis
فرآیند ثبتنام پیچیده است.
↓
Solution
سادهسازی Flow
↓
PRD
تعریف دقیق نیازمندیها
↓
Prototype
طراحی جریان جدید
↓
Metrics
Conversion Rate
↓
Experiment
مقایسهی نسخهی قبلی و جدید
↓
Result
چه اتفاقی افتاد؟
این یک Case Study بسیار بهتر از یک رزومهی پر از اسم Frameworkهاست.
از Product Manager تا Senior Product Manager
اینجا یک اشتباه رایج وجود دارد.
خیلیها فکر میکنند Senior شدن یعنی:
سالهای بیشتری کار کردن.
نه لزوماً!
Senior شدن بیشتر به معنی بزرگتر شدن دامنهی اثرگذاری است.
یک PM Junior ممکن است روی یک Feature کار کند.
یک PM میتواند مالک یک Product Area باشد.
یک Senior PM باید بتواند مسائل پیچیدهتر، تصمیمهای مهمتر و ابهام بیشتری را مدیریت کند.
در مسیرهای شغلی رایج، رشد Product Management معمولاً از APM/Junior PM به PM، Senior PM و سپس نقشهایی مانند Group PM، Director، VP و CPO ادامه پیدا میکند؛ البته ساختار دقیق شرکتها متفاوت است.
تفاوت اصلی را میتوان اینطور خلاصه کرد:
Junior PM:
«بگو چه کاری انجام بدهم.»
PM:
«میدانم چه کاری باید انجام شود و چرا.»
Senior PM:
«میدانم کدام مسئله ارزش حل کردن دارد، چرا، چه چیزی را نباید بسازیم و چطور چند تیم را برای رسیدن به Outcome همراستا کنم.»
این تغییر، تغییر بسیار بزرگی است.
AI چه تغییری در مسیر Product Manager شدن ایجاد کرده است؟
در سالهای اخیر، AI بخش زیادی از کارهای اجرایی PM را سریعتر کرده است.
میتوانی از AI برای:
- تحلیل Interviewها
- خلاصهسازی Feedbackها
- ساخت Draft اولیه PRD
- پیدا کردن Edge Caseها
- تحلیل رقبا
- ایدهپردازی
- ساخت سناریوهای کاربر
- تحلیل داده
- آمادهسازی گزارش
- شبیهسازی سناریوهای محصول
استفاده کنی.
اما یک نکته را جدی بگیر:
AI میتواند سرعت فکر کردن و اجرا کردن را بالا ببرد؛ اما جای Product Thinking را نمیگیرد.
اگر مسئله را اشتباه تعریف کنی، AI فقط کمک میکند سریعتر به سمت اشتباه بروی!
اشتباهات رایج در مسیر مدیر محصول شدن
اشتباه اول: حفظ کردن Frameworkها
RICE، Kano، MoSCoW و OKR را بلد بودن عالی است.
اما اگر ندانی چه زمانی و چرا از آنها استفاده کنی، ارزش چندانی ندارند.
اشتباه دوم: فکر کردن به Feature به جای Problem
این یکی شاید مهمترین اشتباه باشد.
نگو:
«باید یک اپلیکیشن بسازیم.»
بپرس:
«چه مشکلی را قرار است حل کنیم؟»
اشتباه سوم: نادیده گرفتن کاربر
هیچ Dashboard و Frameworkی جای صحبت با کاربر را نمیگیرد.
اشتباه چهارم: تبدیل شدن به Project Manager
Product Manager مسئول صرفاً «تحویل دادن» نیست.
باید مطمئن شود چیزی که تحویل میدهیم ارزشمند است.
اشتباه پنجم: تلاش برای راضی نگه داشتن همه
اگر قرار باشد همهی Stakeholderها همیشه خوشحال باشند، احتمالاً تصمیم محصول خوبی نگرفتهای!
گاهی Product Manager باید بتواند محترمانه بگوید:
No. Not now.
یک برنامه عملی برای شروع
اگر همین امروز بخوای شروع کنی، این مسیر رو بهت پیشنهاد میکنم:
ماه اول
Product Thinking + Product Lifecycle
یک محصول را انتخاب کن و هر روز آن را مثل یک PM بررسی کن.
ماه دوم
User Research + Problem Discovery
حداقل با چند کاربر واقعی صحبت کن و یک Case Study بساز.
ماه سوم
Strategy + Prioritization + Roadmap
برای همان محصول Strategy و Roadmap بنویس.
ماه چهارم
PRD + User Stories + Acceptance Criteria
حداقل دو PRD کامل بنویس.
ماه پنجم
Analytics + Metrics
برای محصول Funnel و KPI تعریف کن.
ماه ششم
یک پروژه را از ابتدا تا انتها اجرا کن.
Discovery → Definition → Design → Development → Launch → Measurement
در پایان این شش ماه، اگر فقط دوره دیده باشی، هنوز چیز زیادی تغییر نکرده.
اما اگر واقعاً این خروجیها را ساخته باشی، یک Portfolio اولیه داری که میتوانی دربارهاش حرف بزنی.
چکلیست مهارتهای یک Product Manager
قبل از اینکه خودت را Product Manager بدانی، این سؤالها را از خودت بپرس:
- میتوانم یک Problem را درست تعریف کنم؟
- میتوانم با کاربر مصاحبه کنم؟
- میتوانم Insight را از Feedback استخراج کنم؟
- میتوانم Opportunityها را اولویتبندی کنم؟
- میتوانم Product Strategy بنویسم؟
- میتوانم Roadmap بسازم؟
- میتوانم PRD بنویسم؟
- User Story و Acceptance Criteria را میفهمم؟
- میتوانم با Designer و Developer همکاری کنم؟
- Metrics مناسب برای محصول تعریف میکنم؟
- میتوانم داده را برای تصمیمگیری استفاده کنم؟
- میتوانم یک Feature را Launch کنم؟
- میتوانم نتیجهی Launch را اندازهگیری کنم؟
- میتوانم تصمیمهای محصول را برای Stakeholderها توضیح بدهم؟
- میتوانم وقتی اطلاعات کامل ندارم تصمیم بگیرم؟
اگر جواب بیشترشان «بله» است، تو فقط دربارهی Product Management نخوندی؛ داری Product Management انجام میدی!
مسیر واقعی از صفر تا Senior
در نهایت، مسیر رو اینطور ببین:
Product Thinking
↓
User & Problem Discovery
↓
Product Strategy
↓
Prioritization
↓
Roadmapping
↓
PRD & Execution
↓
Design + Engineering Collaboration
↓
Analytics & Experimentation
↓
Launch & Iteration
↓
Ownership & Leadership
↓
Senior Product Management
و نکتهی مهم این است که این مسیر خطی نیست.
هرچه جلوتر میروی، دوباره به مراحل قبلی برمیگردی؛ اما هر بار با عمق بیشتری.
- یک Senior PM هنوز User Interview انجام میدهد.
- هنوز PRD مینویسد.
- هنوز Roadmap میسازد.
- هنوز Metrics را بررسی میکند.
تفاوت اینجاست که عمق تصمیمها، دامنهی مسئولیت و میزان اثرگذاری او بسیار بیشتر شده است.
حرف آخر من
اگر بخوام کل مسیر مدیر محصول شدن رو در چند جمله خلاصه کنم:
کمتر به Feature فکر کن، بیشتر به Problem فکر کن.
کمتر حدس بزن، بیشتر تحقیق کن.
کمتر خروجی رو اندازه بگیر، بیشتر Outcome رو بسنج.
و به جای اینکه فقط دربارهی Product Management بخونی، شروع کن به ساختن محصول!
قرار نیست قبل از اولین پروژه، همهچیز را بلد باشی.
قرار نیست SQL را در سطح Data Scientist بدانی.
قرار نیست Designer یا Developer باشی.
قرار نیست ۵۰ Framework را حفظ کنی.
اما باید یاد بگیری مسئله را ببینی، سؤال درست بپرسی، تصمیم بگیری، تصمیم خودت را توضیح بدهی و نتیجهی آن را اندازه بگیری.
این همان مسیری است که یک Product Manager خوب را، به مرور، به یک Senior Product Manager تبدیل میکند.
ادامهی این مسیر در ProductLed
این مقاله قرار نیست پایان مسیر باشه؛ قرار است نقشهی مسیرت باشه.
در ادامه، هر بخش را جداگانه و عمیقتر بررسی میکنیم:
۱. مدیر محصول چیست و چه تفاوتی با Product Owner و Senior Product Manager دارد؟
۲. چطور مسئلهی واقعی کاربر را کشف کنیم و User Research انجام دهیم؟
۳. چطور Product Strategy، Prioritization و Roadmap بسازیم؟
۴. PRD، User Story و Acceptance Criteria را چطور حرفهای بنویسیم؟
۵. چطور جریانهای پیچیدهی محصول را End-to-End طراحی کنیم؟
۶. چطور با Engineering، Design، Business و سایر Stakeholderها کار کنیم؟
۷. چطور با Data، KPI، Funnel و Product Analytics تصمیم بگیریم؟
۸. چطور یک محصول یا Feature را آماده و منتشر کنیم؟
۹. چطور از AI برای افزایش بهرهوری Product Manager استفاده کنیم؟
۱۰. و در نهایت، چطور از یک Product Manager خوب به یک Senior Product Manager تبدیل شویم؟
اگر واقعاً میخواهی Product Manager شوی، از خواندن شروع نکن؛ از انجام دادن شروع کن. این مسیر قرار است دقیقاً به تو بگوید قدم بعدی چیست.